الشيخ محمد علي الگرامي القمي
39
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
محصول كار نبوده بلكه مقدارى از آن فقط از دقّت در نقشهء زمين به دست آمده است ، نبايد به كشاورز برسد . « 1 » زيرا همان دقّت و انديشه نيز كارى است بلكه اگر بدون تفكّر و حتّى بى خبر از قدرت زمين كار كمترى انجام داد و بهرهء بيشترى برد باز هم محصول و مقدار برداشت را ملك او مىدانيم . حال فرض كنيد اگر به جاى فكر و انديشه در پيدا كردن زمين قدرتمند ، فعّاليّت فكرى خود را در اختراع ماشين به كار برد كه به وسيلهء آن زمين ناتوان را شخم بهترى زده از نظر محصول در رديف زمين قدرتمند قرار داده و همان محصول را برداشت نمود ، آيا ممكن است بگوئيم تمام بهرهء زمين را نبايد ببرد زيرا مقدارى از آن مربوط به ماشين مزبور بوده و كار او نبوده است ؟ ماشين مزبور هر چند سال بماند و هر چقدر زمين را شخم بزند و هر چه از زمين برداشت كند همه را ملك ماشين دار مىدانيم و هيچ موجبى براى اينكه شخص ماشين دار كه خود مخترع ماشين هم بوده
--> ( 1 ) - در نقد يكى از اساتيد آمده است : اضافه محصول ناشى از كار طبيعت است و لذا اصل عدل حكم مىكند كه به مالكّيت كشاورز در نيايد ولى اين گفته واقعا بر خلاف اصل تبعيّت حقوق از واقعيّات است . محصول ، ادامهء وجودى بذر است خواه به خاطر كمبود آفتاب مثلًا كم باشد و يا به خاطر هوا و حرارت مناسب آفتاب ، محصول زياد باشد .